درباره ما

سلام
من نیوشا هستم
به دوستام پیشنهاد دادم که بیان و با من همکاری کنن
کسانی که می خوان با ما همکاری کنن میتونن من رو اد کنن تا براش یوسر و پس درست کنم
اینم آیدی من :
lonely_girl_00300@yahoo.com
خوشحال میشم همکارانمون بیشتر بشن
فهرست اصلی
نویسندگان
.•* *•. نیوشا.•* *•.
ღ♥ღهلیاღ♥ღ
ღ♥ღامیرღ♥ღ
ღ♥ღلالهღ♥ღ
ღ♥ღپریساღ♥ღ
ღ♥ღنیوشاღ♥ღ
ღ♥ღرضاღ♥ღ
ღ♥ღمهساღ♥ღ
ღ♥ღنیلوفرღ♥ღ
ღ♥ღعلیرضاღ♥ღ
وب اختصاصیه هر نویسنده
دوستان ما
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
سلام خوبي؟
اولش مي خواستم يه چيزي به نيوشا بگم (نيوشا جون من هر كاري تمي تونم بيام تو وبلاگت نمي دونم چرا؟ اگه نميام فكر نكني بي معرفت شدما!!!!!)
خب شما ها خوبيد؟ چه خبرا؟
يه شعر مي نويسم حالشو ببرين:
میدونم
زندگی پر از سوال میدونم
رسیدن به تو خياله میدونم
تو مي گي يه روزي مال من ميشي
اما موندنت محاله میدونم
تو مي گي شبا دعامون مي كني
چشمه ي چشات زلاله میدونم
توي اسمون سرنوشت ما
ماه كاملم هلاله میدونم
تو مي گي پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله میدونم
چشم من پر از غم نبود نت
چشم تو پر از ملاله میدونم
طاقتم دیگه داره تموم میشه
صبر تو رو به زواله میدونم
اون درخت سیب ارزو هامون
پر میوه هاي كاله میدونم
اره ميري و نمي پرسي كه این
دل عاشق در چه حاله میدونم
پ ن: چه طور بود؟
نوشته شده توسط ღ♥ღهلیاღ♥ღ در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت
سلام.خوبین؟؟خوشین؟؟سلامتین؟؟
امروز اومدم که sms بذارم.
پس بریم سراغ sms ها:
مزن بر سر ناتوان دست زور که فرداش باباش آید از راه دور
..............................................
به رستم گفت افراسیاب اگر جرات داری بیا سر آسیاب
.................................
ز گهواره تا گور بی خیال
...………………………………………………
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور.کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است!
.................................
. نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ,نرخ بنزین دگر باره گران خواهد شد
…………………………………………………
یه جوجه تیغی با یه کیوی می رفته ازش می پرسن این کیه ؟ میگه: داداشمه , سربازه!
..................................
اگه یکی یه روز یه لگد به شکمت زد ناراحت نشو چون خیلی توپی!
…………………………………………………
فرمایشتون . پیغام گیر تلفنی یه لوطی :حاجیتون رفته ددر .بعد از شنیدن سوت بلبلی بکنین جیک ثانیه جیرینگی تلیف می زنم. . جمالتونو عشقه , دربست , زت زیاد
....................................
یه چیزی می خوام از ته قلبم بهت بگم , همیشه از خدا می خواستم توی زندگی یه همراه خوب بهم بده , بالاخره خدا یکی شو داد مال من نوکیاست مال تو چیه؟
.......................................................
من خیلی دوستت دارم.میمیرم برات.عزیزمی!به خاطر همین می خوام
بکنمت
.
.
.
تو قلبم!
(دیدی چقدر منحرفی!)
.....................................
وزارت ارشاد شعر "اتل متل توتوله" را به دلایل زیر غیر مجاز خوانده:
1.وجود کلمه های "توتوله" و "پستون" که موجب تحریک بچه است!
2.استفاده از کشور هندوستان!
3.استفاده از کلاه و ترویج بد حجابی!
شعر اصلاح شده:
"اتل متل زباله گاو قلی باحاله هم شیر داره هم آستین شیرشو بردن فلستین بگیر یک زنه راستین اسمشو بذار حکیمه که چادرش زخیمه!
......................................................
یه روز یه ترکه با خانوادش میره پارک .کناره حوضه وسط پارک وسایلشونو پهن می کنن.بعد پسرش میگه بابا چایی برام میریزی؟؟همون موقع لره با زنش میان اونجا!بعد پدره به بچش چایی میده بعد دیگه همین.بهشون خوش میگذره و اینا...
............................
من بی تو نمی تونم...وقتی بیرونم فقط می خوام بیامو وجودتو از نزدیک حس کنم...آخه با تو خیلی راحتم
.
.
شلوار کردیه خوبم!
..............................................
عجب رسمیه رسمه زمونه!اس ام اس شده کار شبونه میرن مسیجا از اونا فقط هزینه هاشون به جا می مونه!چی شد اون ترکه؟؟کجاست اون لره؟؟جکاشون چی شد؟؟خدا می دونه!!
........................
فیلم های در حال اکران:
1.به خاطر یک لیتر بنزین
2.من ترانه 1000 لیتر بنزین دارم
3.پمپ بنزین پارک وی
4.رایحه ی خوشه بنزین
5.ب مثل بنزین
6.دیشب بنزین زدم آیدا
7.مرد بنزینی
8.دزدانه کارت سوخت
9.بنزینی ها
10.دخترک بنزین فروش
..................................................
شده ماتم سرا دنیای هستی!
ز بنزین و بهشتی و مهستی!
..................
اگه یه نفر بهت گفت:خیلی دوستت دارم.برات میمیرم.تو همه ی زندگیه منی!زود باور نکن.بهش بگو:
کارت سوختتو به من میدی؟؟
.............................................
مردان از نظر زنان:
15 سالگی:بزغاله
18 سالگی:نخاله
25:باحاله
35:عند حاله
45:بی حاله
55:تاپاله
65:مچاله
75:تفاله
85:زبانه
..............................
روانشناس ترک ثابت کرده که مهم ترین عامل طلاق ازدواج است!(خسته نباشی)
............................................................
تست 4 گزینه ای:
فکر می کنی برای چی بهت اس ام اس می زنم؟؟
1.دوستت دارم!
2.آدم باحالی هستی!
3.به یادتم!
4.ارزش زنگ زدنو نداری!
...................................
یه بار یه ترکه جلوی زنش می گوزه بعد زنش از خنده میمیره!بعد توی اعلامیه اش می نویسن:
بادی وزید و جوانی پرپر شد!
………………………………………………………………..
از یه دختره می پرسن:چرا شماها به پسرا میگید "بی اف"؟؟میگه:چون مخففه بد بخته فلک زدست
!
..................................
هرجا میرم تو را بینم...در صحرا تو را بینم...در جنگل تو را بینم...در بیابان باز تو را بینم...
.
.
.
راستش نمی دونم کی روی عینکم ریده؟؟
...........................................................
ستاره ی آرزو از آسمون اومد و گفت:آرزو کن.تورو ازش خواستم.گفت:محاله!گفتم:چرا؟؟گفت:من تو کاره جنس بنجل نیستم!
...............................
خب دیگه بسه تونه!
من دیگه میرم.
نظر یادتون نره!
بای!
نوشته شده توسط ღ♥ღنیلوفرღ♥ღ در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت 0:8 موضوع | لینک ثابت

امروز زیاد کار کردم حین کار چشمانم دایم سنگین می شد و دوست داشتم بخوابم اما شرایط ایجاب می کرد که بیدار بمانم مثل الان که می خواهد بخوابم اما خوابم نمی آید کاش می شد جو این فضا را به آن مکان داد تا من سیر بخوابم.
همه چیز سر جای خود.
امشب قرص ماه در آسمان کامل هست حیف است تماشایش نکنم از اطاق خوابم خارج می شوم به حیاط می روم منظره ی درختان و درو دیوار زیر نور ماه طور دیگریست به نظر محو تر و دل انگیزتر است صبح که به سر کار می رفتم چیز دیگری را تماشا کردم نمی دانم آفتاب راست می گوید یا مهتاب .
وقتی به ماه خیره می شوم احسا س می کنم دارم به سمتش پرواز می کنم مرا به سمت خودش می کشد اما من همچنان در حیاطمان هستم احساس می کنم ماه دارد نفس می کشد بهم کمک می کند تا مسیر خیالاتم را به سمت آرامش هدایت کنم چشمانم سنگین می شود و خواب بر من چیره .
اما هرگز نمی خواهم بخوابم به چشمانم فشار می آورم تا خوابم نبرد آخر هر وقت ماه مرا به سمت خواب سوق می دهد دچار کابوس می شو م وحشت دیدن کابوس هاست که مرا بیدار نگه داشته اینکه خواب ببینم ماه مرا با خودش به کهکشانهای غریب برده اینکه درختان حیاطمان حرف بزنند صدای بچه هایی که توی کوچه بازی میکنند ساکت شود خواب اینکه ماه خفه شود و دیگر نفس نکشد .
حالا انوار سپید ماه را بر روی تن تاریکم می بینم و لطافت نوازشش را در خود حس می کنم انگار مرا دوست دارد و من نیز با تمام وجودم دوستش دارم احساس غربت می کنم احساس می کنم به اینجا تعلق ندارم و من مال ماه هستم اصلا اهل آنجایم و در سرزمین غریبی خانه برگزیدم و مطمئنم روزی به زادگاهم باز خواهم گشت ماه منتظرم می ماند.
ای اقـاقـی هاي وحشي كه بی هيچ لبخنــدی
در كنــار كلبه تاريكی من پــا گــرفته ايد
ای واژه های تلخ تنهـائی
ای عــابران خستــه ســرنوشت
ای ورق هـای پاره شده در غبــار سهمگين
آيا كسی مرا
در خــاطرات اشكــهايش می شنــاسد ؟
* * *
RezA.Hilary
نوشته شده توسط ღ♥ღرضاღ♥ღ در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 12:6 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه ی دوستای گلم ... . خوبید ؟ سلامتید ؟ منم خوبم . گفتم بیام وبلاگ رو آپ کنم و برم و از دوستام یه احوال پرسی بکنم .
بریم سراغ آپ :
نيستي و تنهايي مرا باور نمي كني
من آفتابي ترين روز جهان را در مخمل نگاهت مزه مزه كرده بودم
و سرخي لبانت
صفير سبز سيب مي داد در ماراتن بوسه ها
حالا گذشتن از تو محال و شبانه ها
چه خلوت و بي ترانه است
تو هر روز دور ميشوي
و براي آنچه كه مرا به جنون ميكشاند
آهي نميكشي
در خاطراتي كه بر نام تو حك شده موميايي ام
اي پر حسرت از عاشقانه
اين داغ رفتنت از دل نمي گذرد
من بي تو به رقص پايان رسيده ام
و دنيايي كه ترا از من گرفت
برتر از تو براي عشق
در چنته اش نامي و رنگي ندارد
نيستي
تنهايي مرا باور نمي كني؟
امیدوارم که خوشتون اومده باشه . ![]()
![]()
![]()
با بای
نوشته شده توسط ღ♥ღپریساღ♥ღ در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 17:24 موضوع | لینک ثابت
سلام
من نمیدونم چرا امیر اینجوری میگه؟؟؟
همه ی کسای که توی این وب هستن همه ی امکانات رو بجز ویرایش دارن
مگه غیر از اینه؟؟؟
اگه باورت نمیشه برو از خودشون بپرس
تو هم جز بقیه هستی... . مگه نیستی؟؟
نوشته شده توسط .•* *•. نیوشا.•* *•. در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت
سلام کنکور تموم شد و ما خلاص شدیم شرمنده که نبودم مثلا من داداش نیوشام و باید بیشتر حظور داشته باشم وقتی که اومدم وب رو ببینم گفتم الان نیوشا قشنگ تو وب به من فوش داده که چرا نیستم ولی وقتی دیدم هیچ اثری از صاحب وبلاگ نیست هم خوشحال شدم که الان نیست که به من فوش داده باشه هم تعجب کردم که نیست آخه چطور میشه که این دختر آپ نکرده باشه البته بچه ها الان حدود 1 ماهه که نیوشا به کل رفتارش عوض شده یعنی رفتارش با من عوض شده به دلایلی که من نمیتونم بگم (نیوشا خواست خودش بنویسه) نسبت به من کاملا دل سرد شده میگه اطرافیانم همشون میگن بزرگتر از سن خود نشون میدی و بارته ولی تو منو یه بچه فرض میکنی و منو مسخره میکنی و بهم میخندی منم موندم که رو چه حساب این حرفارو زده وقتی هم که میگم برام توضیح بده میگه توضیحی ندارم که بدم تصمیم گرفتم که بیام و اینجا براش توضیح بدم که یک خواهر برای من در چه مقامی هستش همونطور که میدونین خدا دختر رو فقط به خانواده ای میده که اون خانواده نیاز شدید به مهر و محبت دارن مخصوصا پسرهای اون خانواده نیوشا همیشه برای من یه خواهر خوب بوده که میشه گفت هیچ وقت این محبت رو که میگم رو از من دریق نکرده همیشه باهام مهربون بوده اون خیلی چیزای منو میدونه که مادرمون ازش هیچ چی نمیدونه هیچ وقت قصد آزار دادن من رو نداشت(بماند که چه هرس هایی به من داده) همیشه باهام مهربون بود من تو دنیا فقط پدر و مادرم رو ازش بیشتر دوست دارم و هیچ کس نمیتونه جای اونو تو قلبم بگیره اگه بخوام خلاصش کنم باید بگم که نیوشا همون خواهریه که هر پسری آرزوی داشتنشو داره اما اون الان یه چند وقته که بد جور با من بد شده که دلیلشو بالا گفتم الان میخوام بگم که من هیچ وقت خواهرم رو یه بچه فرض نمیکنم چون واقعا یه 15 ساله ای هستش که حد اقل اندازه یه 15 ساله میفهمه کسی هم که 15 سالش باشه بچه نیست و بزرگ شده همیشه بهش گفتم که سبک نوشتنت رو خیلی دوست دارم و به خاطر همین هم بهش گفتم که بیاد و تو سرزمین عجایب (وب خودم رو میگم)بنویسه(بماند که با خوندن چیزایی که نوشته بود حالم گرفته شد) حالا به نظر شما من باید به حرفایی که اون تو وب مینویسه بخندم؟؟؟؟؟؟؟؟ من میگم بیا تو وب من بنویس که خو ب بهم گفت که دیگه نمیخواد بنویسه چون بهش اختیار لازم در وب رو بهش ندادم(یکی نیس بگه تو تو این وب به من چه اختیاری دادی) و مجبور شدم که از بین نویسنده های وب پاکش کنم اومدم اینجا تا بگم که نیوشا تو تنها خواهر منی و اصلا دوست ندارم که با من اینجور بر خورد کنی چون من تو رو عاشقانه دوست دارم و عاشق تو هستم این طرز رفتارت با من من رو بد جور آزار میده حالا بچه ها شما هم یه چیزی به نیوشا بگین
نوشته شده توسط ღ♥ღامیرღ♥ღ در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت
حدس
و حدس میزنم شبی مرا جواب می کنی
و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی
من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم
و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی
به خاظر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب میکنی
نوشته شده توسط ღ♥ღهلیاღ♥ღ در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 12:36 موضوع | لینک ثابت
| روز خاص... | |
|
|
سلام خوبین عزیزان
خوش میگذره
اومدم یدونه آپ قشنگ کنم و برم![]()
![]()
آپم ویژه است. ویژه مادر
روز زن روز مادر رو به تمامی مادران عزیز تبریک میگم
این آپ رو تقدیم می کنم به مامانه عزیزم
و همه ی مادرای مهربون شما
امیدوارم همه
بتونیم ذره ای از محبتهای مادرای مهربونمون رو جبران کنیم ![]()
![]()

میم مثل محبت ![]()
میم مثل مهربونی![]()
میم مثل مهتاب ![]()
میم مثل ماه ![]()
و......
میم مثل .......
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
........مادر........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مادر.........![]()
و من امشب دستانت را بوسه باران می کنم
و من امشب می فهمم که می دانی دوستت دارم
ومن امشب به خاطر تمام بچگی هایم ..........
اذیت هایم ............ بی توجهی هایم .................
اشک در چشمانم حلقه می بندد
کاش عین بچگی ها اجازه دهی سر بر زانویت بگذارم
و از تمام دل تنگی هایم دامنت را خیس اشک کنم
آغوشت را باز کن ......
من همان کودک چند ساله ام.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سایه ات مستدام.....
عشقت جاری.....
مهرت باقی.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

* * *
نوشته شده توسط ღ♥ღرضاღ♥ღ در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 0:48 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه عزیزان نویسنده و همچنین بیننده های این وبلاگ .
من جدیدترین عضو از نویسندگان ( من یه عاشقم ) هستم . ![]()
اول بگم که برای این آقا رضای ما که پست قبلی رو نوشته دعا کنید
تا تو کنکور موفق بشه .
بیوگرافی کاملم تو وبلاگم هست . آدرسشم این بغل هست .
الآن که دارم این پست رو میزارم از دست یه نفر اینجا خیلی کفریم . ( اصلا منظورم نیوشا (مدیریت محترم وبلاگ) نیستااااا ) من خیلی وقته ابراز علاقه کرده بودم که اینجا بنویسم ولی یه مانع جلوم بود . مانش کوچولو بود
ولی من چون سرگرم امتحانا بودم حوصله ی پریدن از روی اونو نداشتم
. به هر حال حالا که دارم مینویسم خوشحالم . ![]()
فوت خانم مهستی رو هم تسلیت میگم . هنجره ی فوقالعاده ای داشتن . هر چند من به شخصه از خواننده های خانم خوشم نمیاد . متن شعر یکی از آهنگای معروفشو واستون میزارم .

به من نگاه كن واسه ي يه لحظه *** نگات به صدتا آسمون مي ارزه
من از خدامه بكشم نازتو *** تا بشنوم يه لحظه آوازتو
من از خدامه پيش تو بمونم *** جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم ديوونت *** سر بذارم رو شهر امن شونه هات
من از خدامه بموني كنارم *** من كه بجز تو كسي رو ندارم
من از خدامه كه نباشه دوري *** فقط دلم مي خواد بگي چه جوري؟
من از خدامه كه يه روز دعامون *** بره تو آسمون پيشه خدامون
به عشق اينكه بعد از اون همه درد *** خدا يه بار نگاهي هم به ما كرد......
فکرکنم دیگه برای اولین پست کافی باشه . حالا ایشاالله تو فرصتای دیگه خدمت میرسم . ضمنا دو سه روز دیگه راهی مشهدالرضا هستم . واستون دعا میکنم . سوغاتی هم فراموش نمیشه . فعلا خوش باشی .
نوشته شده توسط ღ♥ღعلیرضاღ♥ღ در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 7:17 موضوع | لینک ثابت
سلام به دوستای خوب و مهربون من یه عاشقم . حالتون خوبه ؟؟ منم به لطف شما خوبه خوبم . الان هم گفتم بیام یه آپی بکنم و برم . بچه ها باید ببخشید اگه به وبلاگ هاتون سر نمیزنم به خدا این روزا اینقدر کار دارم که نگو . حالا میگید تابستون که فصل بیکاریه ولی من خیلی سر شلوغه مثل بعضی های دیگه ... خب بریم سراغ آپمون . امیدوارم که خوشتون بیاد .
هيچ وقت ، هيچ چيزوهيچ كس را بي جواب نگذار ...
جواب سلام را با عليك بده،
جواب تشكر را با تواضع،
جواب كينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرات،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را با صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتكار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوتي را با التفات،
جواب يكرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دو رنگي را با خلوص،
جواب بي ادبي را با سكوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخندرا با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق را با عشق؟
یکی نمی خواد زندگی کنی
یکی می خواد با اون زندگی کنی
بدون یکی نمی خوای زندگی کنی
مجبوری با کسی که نمی خوای زندگی کنی
به این میگن فلسفه زندگی زر زیادی هم بزنی فو ضولی تو کار خداست
امیدوارم که خوشتون اومده باشه
بای
نوشته شده توسط ღ♥ღپریساღ♥ღ در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 18:42 موضوع | لینک ثابت
سلام:
من نیلوفر نویسنده ی دیگه ی این وبلاگم.۱۳ سالمه و امیدوارم بتونم آپای خوبی بکنم که خوشتون بیاد.خوشحال میشم که نظرتون رو بگید.میریم سراغ آپمون:
مشب از اسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب الودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان اتش ها
اری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
انچه از شب به جای می ماند
عطر خواب اور گل یاس است
اه بگذار زین دریچه ی باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم؟
من تو باشم...تو...پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ... بار دیگر تو
انچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
اری اغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
(فروغ فرخ زاد)
نوشته شده توسط ღ♥ღنیلوفرღ♥ღ در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت
سلاااااااااااام بچه های باحاله محله ی بلگفا
احوالات شما؟؟
واااااااااای بلاخره اون قالبی که دنبالش بودم رو بطور معجزا آسایی پیدا کردم
هم ساده هم خوشکل هم مامان هم جیگر هم ناناز هم ...
امیدوارم داداش امیر و هلیا هم خوششون بیاد
من که خیلی دوسش دارم
آخ که چه حاااااااااالی میــــــــــــده این تابستون
وای بچه ها فردا نتایج تایج تیزهوشان رو میدن
وای این آیکونه چقد خوشکله
وای خیلی باحاله
موش بخوره زبونشو
به قوله امیر هههههههههههههههههه
آقا از قالب خوشتون اومد یا نه؟؟
با هزااااااااار بدبختی پیداش کردم
اگه خوشتون اومد حتما" بگید ولی اگه بدتون اومد نمی خواد حتما" بگین
خوب دیگه با اجازه ما زحمت را کم می کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
تا بد باباااااااااااااااااااااااااااای
نوشته شده توسط .•* *•. نیوشا.•* *•. در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 4:26 موضوع | لینک ثابت
سلام همه گي خوبيد؟
بچه ها اين جا خيلي قاتي پاتيه بايد يه نظمي بهش بديم اصلا معلوم نيست چي به چيه؟
راستي من با نظر داداش نيوشا (امير) موافقم اين قالبه زياد خوشگل نيست
نيوشا تو رو خدا عوضش كن![]()
يه شعر ديگه براتون مي نويسم:
ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود
آخر روزای خوبمون که گریه زاری بود
روزای بد می رن و روزای بدتر می یاند
از دل غمزده من نمی دونم چی می خواند؟
روزگار چرخید و من اسیر درمان شدم
توی بد بیاری ها راهی زندان شدم
خلاصه ای روزگار خنجرتو به ما زدی
ولی من با این غزل میگم که اشتباه زدی
حالا اشک خون به چشم، اینو واست می خونم:
الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم
الهی دستت بشکنه...
نوشته شده توسط ღ♥ღهلیاღ♥ღ در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت
سلام خوبین عزیزان خوش میگذره به دوستان نویسده این وبلاگ
هم میگم که باعث افتخاره که با شما دوستان عزیز دارم
همکاری میکنم
مخصوصانیوشا عزیز.
یدونه وبلاگ شخصی هم
خودم دارم www.narafiigh.blogfa.com
امروز یک شعر با حال با چند تا عکس توپ گذاشتم.
فعلا
تا بعد یا علی...
.
.
.

نم نم این دیده ی بارانی ام را حس نکرد
رنگ ورویم شاد وگلگون بود اما یک نفر
عمق خط مانده بر پیشانی ام را حس نکرد
چون درختی تشنه در صحرای حیرت سوختم
رهگذاری آتش پنهانی ام را حس نکرد
مثل دیوار نموری عاقبت ویران شدم
سرزمین عشق هم ویرانی ام را حس نکرد
در سکوتم ناله امواج اقیانوس بود
ساحلی این سینه توفانی ام را حس نکرد
با همه همراه و هم آواز بودم لیک حیف
گوش دل حتی مخالف خوانی ام را حس نکرد
مانده ام تنهای تنها در قفس باور کنید
هیچ کس درد دل زندانی ام را حس نکرد
* * *

* * *
reza.hilary
نوشته شده توسط ღ♥ღرضاღ♥ღ در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت
خدایا متبرکم کن تا در هر اندیشه، کلام و عمل به تو وفادار باشم.
سلام به همه شما دوستای خوبم
سلامی که هیچ گاه خداحفظ نداره
سلاااااااااااااااااااااااام ![]()
راستی قبل اینکه عکس بزارم یه دو تا فوش میخوام به خواهر خودم بدم
(کسایی که نمیدونن آبجی من کیه برن پایینو بخوونن)
تو خیلی بیشوری الاااااااااااغ نه چیز شتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتر ![]()
بچه ها هروقت بهش میگم الاغ ناراحت میشه میگه باید بگی شتر ![]()
آخ نیستید ببینید وقتی بهش میگم شتر چه حالی میکنه![]()
میپره بغلم میگه داداش ممنون که بهم گفتی شتر
بعدش من بیشتر هرس میخورم![]()
اینو به خودش گفتم اما اینجا هم مینویسم![]()
اگه از این قالبای مسخره بچگونه که فقط به درد شتری مثل تو میخوره دست بر نداری فکر اینکه وبلاگت(چون صاحب وبلاگ نیوشاست گفتم وبلاگت بزارین دلش خوش باشه) موفق بشه رو از سرت طوری بنداز بیرون که سرت هم باهاش بره ![]()
من به عنوان اولین عضو وبلاگ و یه جوری قدرتمند توی وبلاگ نویسی
(کسایی که فکر میکنن لاف زدم میتونن یه سر یه وبلاگم یزنم)
بهت میگم این قالب رو عوض کن
بچه ها اینم عکس منه:

بچه ها یه چند تا هم از عکسای ابی میزارم براتون که خوب چون وقت ندارم فقط از وبلاگ خودم اینبار مطلب میزارم



|
1- عمومی ترین نام در جهان محمد است .
2- اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد . 3- مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است . 4- کلمه << ماشینتحریر >> ( TYPEWRITER ) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت. 5- چشمک زدن زنان ، تقریباً دو برابر مردان است . 6- شما نمی توانید با حبس نفس تان ، خود کشی کنید . 7- محال است که آرنج تان را بلیسید . 8- وقتی که عطسه می کنید مردم به شما « عافیت باش » می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد . 9- خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند . 10-وقتی که به شدت عطسه می کنید ، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید ، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید . 11-جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه ی جلوی اتومبیل و چاپگر های لیزری توسط زنان اختراع شدند . 12- تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است . 13- کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند . 14-حلزون می تواند سه سال بخوابد . 15- تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند . 16-در سال 1987 خطوط هوایی « امریکن ایر لاینز » توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پرواز های درجه یک خود ، چهل هزار دلار صرفه جویی کند . 17-پروانه ها با پا ها یشان می چشند . 18- فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند .
19-در 4000 سال قبل ، هیچ حیوانی اهلی نبود . 20-بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنکبوت ها می ترسند که نمی توانند آن ها را بکشند . 21-مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود ، سقوط می کند . 22-قلب انسان فشاری کافی ایجاد می کند تا به فاصله 30 فوتی ( تقریباً 8 متر ) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند . 23-موش های صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند ، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند . 24- صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد .
25-استفاده از هدفون در هر ساعت ، باکتری های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می دهد . 26- فندک ، قبل از کبریت اختراع شد .
27- نظیر اثر انگشت ، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است |
بچه ها کی برداری از مطالبی که من مینویسم بدون گفتن منبع هم مجاز هستش![]()
نوشته شده توسط ღ♥ღامیرღ♥ღ در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت